brat-kid-today

۶ مشکل رفتاری کوچک که نباید نادیده گرفته شود

۱- هنگامیکه صحبت شما را قطع می کند
چرا شما نباید این کار را نادیده بگیرید: شاید کودک شما با یک هیجان غیرقابل وصفی قصد دارد که چیزی را برای شما تعریف کند یا یک سوالی را بپرسد، اما اجازه دادن به اینکه او حرف شما را قطع کند به او یاد نمی دهد که چگونه ملاحظه دیگران را کند و یا اینکه هنگامیکه شما مشغول کاری هستید خودش را سرگرم کند و صبر کند تا صحبت کردن شما تمام شود. در نتیجه او فکر خواهد کرد که مستحق توجه دیگران است و قادر نخواهد بود که ناامیدی را تحمل کند.
چگونه جلوی این کار او را بگیریم: دفعه بعدی که شما قصد مکالمه یا ملاقات دوستی را دارید، به کودکتان بگویید که او باید ساکت باشد و صحبت شما را قطع نکند. سپس به او بفهمانید که باید خود را سرگرم فعالیتی کند یا به او اجازه دهید که با اسباب بازی خاصی بازی کند. اگر او به شما چسبید و دست شما را گرفت به او بفهمانید که باید روی صندلی بنشیند یا با اشاره به او صندلی را نشان دهید و از او بخواهید که صبر کند تا کار شما تمام شود. در نهایت به او بفهمانید تا مادامی که او صحبت شما را قطع کند به چیزی که می خواهد نخواهد رسید.
۲- کودکانی که خشن بازی می کنند
چرا شما نباید این کار را نادیده بگیرید: شما می دانید که هنگامیکه کودک شما به همبازی خود مشت می زند باید جلوی او را بگیرید و شما نباید رفتارهای خشونت آمیز نامحسوس او را نادیده بگیرید، مانند تنه زدن به برادرش یا نیشگون گرفتن.
اگر شما مداخله نکنید، رفتار خشن می تواند به عادت تبدیل شود و به علاوه این که این کار یک پیغامی دارد که اذیت کردن افراد قابل قبول است.
چگونه جلوی این کار او را بگیریم: با رفتار خشونت آمیز در همان لحظه برخورد کنید.کودکتان را به کناری بکشید و به او بگویید : “این کار تو به او آسیب رسانید ، اگر او همین کار را با تو می کرد چه احساسی داشتی؟ ” به او بفهمانید که هر کاری که به فرد دیگری آسیب برساند او اجازه ندارد انجام دهد.قبل از هر بازی با شخص خاصی به او یادآوری کنید که او نباید خشن بازی کند و به او کمک کنید که تمرین کند هنگامیکه عصبانی می شود چه باید بگوید و چه کاری انجام دهد. اگر او دوباره این کار را انجام داد به او اجازه ندهید که با دیگران بازی کند.
۳- تظاهر به نشنیدن صدا
چرا شما نباید این کار را نادیده بگیرید: به کودکتان دو، سه یا چهار بار چیزی را می گویید که انجام دهد و او نمیخواهد انجام دهد، مانند سوار ماشین شدن و یا جمع کردن اسباب بازیهایش،شما با تکرار خواسته تان این منظور را می رسانید که اگر نادیده بگیرد موردی ندارد.
یادآوری فرزندتان بارها و بارها فقط به او یاد می هد که منتظر یادآوری بعدی باشد تا توجه کردن به چیزی که شما به او می گویید.
چگونه جلوی این کار او را بگیریم: به جای صحبت کردن با کودکتان از فاصله دور، نزدیک او بروید و به او بگویید چه کاری لازم است که انجام دهد. او را مجبور کنید که به شما نگاه کند هنگامیکه با او صحبت می کنید و با گفتن “بله مامان” به شما جواب بدهد. شانه او را تکان دهید ، نام او را بگویید ، تلویزیون را خاموش کنید اینکارها باعث می شود که او به شما توجه کند
اگر او به حرف شما گوش نکرد و حرکتی نکرد، طبیعتا باید عواقب آن را بپذیرد.
به طور مثال به او بگویید که اگر پدر و مادر بیش از یکبار به او بگویند که به حمام برود یا برای صرف شام بیاید ، او نیز نمی تواند بیشتر از یک ساعت در روز فیلم ببینید( در حالیکه در روزهای دیگر او ۲ ساعت فیلم میدید) یا اینکه به پارک نمی روید و یا …
و اگر آنها مجبور شوند که او را دوبار صدا بزنند او دو بار رفتن به پارک یا کار مورد علاقه اش را از دست می دهد و از آن محروم می شود.
۴- سرخود کاری را انجام میدهد
چرا شما نباید این کار را نادیده بگیرید: مطمئنا راحت است که خود کودک شما اسنک خود را بردارد و یا فیلم را در دی وی پلیر بگذارد ، اما شما باید روی فعالیتهای او کنترل داشته باشید و او باید قوانین را رعایت کند. شاید خیلی بامزه باشه که کودک ۲ ساله شما روی کانتر آشپزخانه برود و شیرینی را از کابینت بردارد اما تصور کنید او ۸ ساله شده است و قوانین را نمی داند.
چگونه جلوی این کار او را بگیریم: حتما قوانینی را در خانه در نظر بگیرید و در مورد آنها با کودک خود صحبت کنید. بطور مثال اگر کودک شما بدون اجازه شما تلویزیون را روشن کرد از او بخواهید آنرا خاموش کند و با صدای بلند بگوید : “شما برای روشن کردن تلویزیون باید از من اجازه می گرفتی.” ادا کردن قوانین با صدای بلند به درونی شدن و اطاعت کردن از قوانین کمک می کند.
۵- رفتار بچه گانه داشتن
چرا شما نباید این کار را نادیده بگیرید: شاید به نظر شما چپ کردن چشم فرزندتان یا تغییر صدا تا قبل از ۱۰ سالگی او مسئله مهمی نباشد، اما رفتار لوس و بی ادبانه آنها وقتی شروع می شود که با این اداها عکس العمل پدر و مادر را می سنجند.
بعضی از پدر و مادر ها این کارها را نادیده می گیرند به خاطر اینکه فکر می کنند که یک مرحله گذراست، اما اگر شما با آن مقابله نکنید یک دفعه در مقابل خود کودکی را می بینید که روزهای سختی را با ارتباط برقرارکردن با دوستان می گذراند و همین طور با کنار آمدن با معلم و دیگر بزرگسالان مشکل دارد.
چگونه جلوی این کار او را بگیریم: کودک خود را از رفتارهایش با خبر کنید. به طور مثال، به او بگوید: ” وقتی که چشمهایت را این طوری می چرخانی ، اینگونه به نظر میاد که به حرفایی که من میزنم علاقه ای نداری.” این طرز گفتن احساس بدی به کودک شما نمیدهد اما به او نشان می دهد که او چگونه به نظر میاد و یا صدای او چگونه شنیده می شود. اگر این رفتارها ادامه دارد، می توانید او را نادیده بگیرید و به راحتان ادامه دهید. بگوئید: ” گوشهای من وقتی که اینطوری حرف میزنی، صدایت را نمیشنوند. وقتی که آماده بودی که درست و صحیح صحبت کنی من گوش میدهم.”
۶- حقیقت را اغراق کردن
چرا شما نباید این کار را نادیده بگیرید: به نظر میاد که خیلی مسئله مهمی نباشه اگر فرزند شما می گوید که خودش تختش را مرتب کرده است درحالیکه او به سختی کاور را می تواند بکشد یا اینکه به دوسنش بگوید که به والت دیزنی رفته است در حالیکه هرگز حتی برنامه ای برای آن ندارید. اما این مهم است که جلوی هرگونه بی صداقتی را باید گرفت.
اگر کودک شما یاد بگیرد که دروغ گفتن یک راه راحت برای بزرگتر و بهتر نشان دادن خودش می باشد یا برای جلوگیری از انجام ندادن کاری که نمی خواهد انجام دهد یا برای جلوگیری از به مشکل افتادن کاری که انجامش داده است،این کار برای او به صورت عادت در می آید.
چگونه جلوی این کار او را بگیریم: هنگامیکه کودک شما دروغ می گوید، کنار او بنشینید و با او به صورت مستقیم و رو در رو صحبت کنید. بگوئید: “خیلی باحال بود اگر به دیزنی میرفتیم و ممکن است که روزی برویم ، اما تو نباید به دوستت می گفتی که به اونجا رفتی وقتی در واقعیت این کار را نکردی.” به او بفهمانید که اگر همیشه واقعیت را نگوید دیگر مردم حرف او را باور نمی کنند. به انگیزه او برای دروغ گفتن دقت کنید و مطمئنش کنید که او به هدفش نخواهد رسید. برای مثال، اگر او می گوید که دندانهایش را مسواک زده است در حالیکه اینکار را انجام نداده است، او را مجبور کنید که برگردد و این کار را انجام دهد.
برای او داستان چوپان دروغگو را بگویید هنگامیکه او گریه می کرد و از مردم برای نجات گوسفندان کمک می خواست اما مردم دیگر به او اعتماد نداشتند. تعریف کردن داستان به کودکان کمک می کند که از بیرون به این قضیه به صورت عمیق تری نگاه کنند.